آيناز عباسيآيناز عباسي، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

شوق زندگي

آیناز 15 ماهه

سلام عزیز دلم      چند وقته که می خوام مطالبی رو برات بنویسم اما سایت سرعتش خیلی پایین بود و باز نمی کرد.     گلم الان که اینو می نویسم حدود یک سال و سه ماه و بیست و چهار روزته, واسه خودت یه پارچه خانم شدی دو تای دیگه از دندونای جلوت هم داره سر می زنه. کلی شیرینکاری و رفتارای شیرین داری. مثلا صدای خیلی از حیوونا رو می دونی, موقع خداحافظی واسه بقیه از راه دور بوس می فرستی و بای بای می کنی, از نی نی های کوچولوتر از خودت بوس از لوپشون اونم با دستای کوچولوی خودت می گیری, موقع سلام کردن دست میدی و می گی دام یعنی سلام, وقتی بابایی از سر کار میاد میپری تو بغلشو پشت سر هم بوسش میکنی و نازش...
6 مهر 1390

آيناز گلي تو بغل بابا

سلام عزیز دلم؛ نازنینکم توی این عکس بغل بابایی داری با گوشی حرف می زنی. عشقت صحبت کردن با تلفنه. خیلی جدی گوشی رو می گیری در گوشتو می گی علی... داام  یعنی علو سلام و بعدش کلی حرف دیگه می زنی که هنوز نتونستیم ترجمش کنیم. قربونت برم عسلکم. ...
2 مرداد 1390

امروز تولد بابايي جون منه

سلام. امروز تولد بابايي منه. نمي دونيد چقدر دوستش دارم. هر وقت بابايي جونم از سركار مياد خونه من با ذوق و خوشحالي مي پرم تو بغلشو كلي باهاش حرفاي ني نيايي مي زنم. بابايي جونم دستت دارم. بابا جونم تولدت مبارك   ...
2 مرداد 1390

بدون عنوان

  سلام گل مامان و بابا   ما اين وبلاگو توي تاريخ 25/3/90 واسه تو عزيز دلمون ايجاد كرديم و قراره از اين به بعد هر زمان كه تونستيم از خاطرات بزرگ شدن تو و يا حرفاي دلمون واست بنويسيم.   عزيز دل من و بابا جاي تو در قلب ما هميشه محفوظه ...
29 خرداد 1390

زندگي چيست

لب پاشویه نشست  پدرم دفتر شعری آورد،  تکيه بر پشتی داد شعر زیبایی خواند ،  و مرا برد، به آرامش زیبای یقین با خودم می گفتم زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست رود دنیا جاریست زندگی ، آبتنی کردن در این رود است  وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟ !!!هیچ زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت زندگی درک همین اکنون است زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است، که نخواهد آمد تو نه در دیروزی، و نه در فردایی ظرف امروز، پر از بودن توست شاید این خنده که ام...
29 خرداد 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شوق زندگي می باشد